الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
502
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
« عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاها » ، پس آنها پيامبرشان ( صالح ) را تكذيب كردند و ناقهايى را كه معجزهء الهى بود پى نمودند و به هلاكت رساندند ، پروردگارشان نيز آنها و سرزمينشان را به خاطر گناهانشان در هم كوبيد و با خاك يكسان كرد » ! « 1 » در حالى كه تواريخ با صراحت مىگويد پى كنندهء ناقه تنها يك نفر بود ، ولى از آن جا كه ديگران نيز با او همدل و هم عقيده بودند فعل او به همه نسبت داده شده و مجازات همه را فرا گرفته است ، و اين مفهوم همان كلامى است كه مولا ( ع ) در جاى ديگر فرموده : « ايّها النّاس انّما يجمع النّاس الرّضى و السّخط و انّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لمّا عمّوه بالرّضا ، اى مردم رضايت و نارضايى ( نسبت به كارى ) موجب وحدت پاداش و كيفر مىگردد ، ناقهء ثمود را يك نفر بيشتر پى نكرد امّا عذاب و كيفر آن ، همهء كافران قوم ثمود را شامل شد چرا كه همه به عمل او راضى بودند » . « 2 » در داستان « جابر بن عبد اللّه انصارى » كه روز اربعين شهادت امام حسين ( ع ) به زيارت قبر مباركش آمد و غوغايى در آن جا بر پا كرد مىخوانيم كه او ضمن زيارتنامهء پر سوز و پر محتوايش در برابر قبر امام حسين و يارانش ، خطاب به قبر ياران كرده و مىگويد : من گواهى مىدهم شما نماز را بر پا داشتيد و زكات را ادا كرديد و امر به معروف و نهى از منكر نموديد با اهل الحاد پيكار كرديد و خدا را تا آخرين نفس پرستش كرديد ، سپس افزود : « و الّذى بعث محمّدا بالحقّ لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه ، سوگند به خدايى كه محمّد را به حق مبعوث ساخته ما با شما در آنچه از نعمتها و پاداش الهى وارد شديد شريك و سهيم هستيم » . اين سخن چنان بود كه حتّى دوست با معرفت « جابر » ، « عطيّه » را در شگفتى فرو برد تا آن جا كه زبان به اعتراض گشود و گفت : اى جابر ما چه كردهايم كه با
--> ( 1 ) سورهء الشّمس ، آيهء 14 . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 201 .